السيد محمد حسين الطهراني
214
امام شناسى (فارسى)
مىكرده و عقيدهء خود را در بين مردم منتشر مىنموده است . و آيا در اين صورت مىتوانسته است شأن نزول آيه تطهير را كه دربارهء امير المؤمنين عليه السّلام است بيان كند و او را در بين مردمى كه مىخواهد آنها را از او برگرداند امام معصوم و مفترض - الطّاعه قلمداد كند ؟ ابدا ! او كه مردى دانشمند بوده و خود مىگويد : چهل سال در خانهء ابن عبّاس بودم و براى مردم بيان حديث و علم مىكردم و طرق و فنون علم را آشناست ، و چون مردى گناه كار و اهل معصيت و دروغ است لذا بهترين وسيله را براى اغواى مردم و دعوت آنها به مذهب خوارج اين مىبيند كه مدلول آيه را از اهل بيت عصمت منحرف كند و به زنهاى پيغمبر كه با آنها عداوتى ندارد نسبت دهد ، و چون خود در زمان پيغمبر نبوده ، لذا بهترين وسيلهء استخدام ، مولايش عبد اللّه بن عبّاس است كه به اين مرد وجيه و مورد احترام مسلمين نسبت دروغ دهد و بگويد : من كه خانهزاد او هستم و چهل سال در خانهء او تعليم علم به مردم نمودم چنين مىگويم كه او گفته است ، شأن نزول آيه دربارهء زنهاى رسول اللّه است . و لذا براى اثبات اين مطلب ، خود را تا سر حدّ مباهله حاضر كرده است ، چرا در سائر مسائل خلافى ادّعاى مباهله ننموده و فقط در اين مسئله كه با عقيدهء او تماس داشته است ادّعاى مباهله مىكند ؟ و از همين كه خود او مىگويد : ليس بالّذى تذهبون « مراد از اهل بيت آنچه كه شما مردم مىپنداريد نيست » خوب معلوم مىشود كه در جوّ فكرى مردم ، مراد از اهل بيت ، آل عصمت بودهاند و عكرمه براى تحريف اين فكر در بازارها ندا مىكرده كه اى مردم مراد ، اهل بيت عصمت نيستند ، تا سرحدّى كه علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس با تهديد و وعد و وعيد نتواند او را از عملش باز دارد و مجبور شود در خانه با طناب يا زنجير محبوسش كند كه نتواند در ميان مردم برود و از زبان پدرش دروغ بگويد ، و يا به رسول خدا نسبت دهد . اين راجع به روايت عكرمه كه هويّت و سندش معلوم شد و دروغش آشكار . گرچه در « اسباب النّزول » واحدى روايتى در اين باره از سعيد بن جبير از ابن عبّاس بدون واسطهء عكرمه نقل مىكند « 1 » . لكن همانطور كه از سيوطى روايتى را از ابن -
--> ( 1 ) « اسباب النزول » ص 267 .